محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

52

مجمع الانساب ( فارسى )

سلطان با آن سواران كمين بر ايشان زدند و همه را علف شمشير ساختند و نعمتى بىقياس بدست آمد و با مملكت غرجستان پرداخت و ملك غرجستان را « شار » گويند يعنى آن كس كه ملك شد گويند شار شد . و شار را بگرفت و بند كرده به غزنين آورد . و ملك غور خود را به زهر بكشت و چنان دو مملكت بزرگ رايگان بدست آمد ، و بعد از اين ولايت تانيشر بگرفت و آن ولايتى بزرگ است هم از هندوستان اما داخل ولايات شار نبود ، به سر خود ملكى است و از غزنين به شش ماه روند . سلطان برفت و آن را بگرفت و خيلى مال بدست آمد . و در اين سال سلطان وزير خود ابوالعباس اسفراينى را معزول كرد و اين وزير از وزراى آل سامان مانده بود و روزگارش در وزارت دراز شده و متعلقان و خويشان او بسيار بودند و در ولايات ظلمها كردندى . سلطان آن را نمىپسنديد و هر وقت اظهار كردى وزير مىترسيد . روزى خود به قلعه رفت و بنشست گفت من مىدانم كه سلطان بر من دل گران دارد . چون به سلطان گفتند فرمود كه مرا در خاطر نبود كه وزير را بنشانم اما چون خود اختيار كرد گو بنشين . و يك سال در قلعه بنشست . و سلطان خواجه احمد بن الحسن الميمندى را وزارت داد و او مردى بس فاضل كافى اصيل بود و قريب هفده هجده سال وزارت راند عاقبت او نيز هم به قلعه محبوس شد و سيزده سال محبوس بود تا وقتى كه سلطان وفات يافت و سلطان مسعود او را خلاص داد و وزارت داد . و چون خواجه احمد را معزول كرد وزارت به حسنك داد و اين حسنك جوانى بود از خواجگان شهر نيشابور و خيلى خدمت سلطان كرده بود و با پسران سلطان محمود به كتاب بوده و رسم و آيين سلطان نيك دانسته و مردى با تدبير بود و تا آخر عمر سلطان وزير بود . چون سلطان مسعود به سلطنت رسيد او را بگرفت و به سعايت حساد او را بر دار كرد . اين است احوال وزراى سلطان محمود كه گفته شد و بعد از اين حالهاى ديگر گفته شود . و اللّه اعلم . استخلاص ممالك قنوج مرسلطان محمود [ را ] و اين مملكت كه سلطان از هندوستان گرفته بود ، همه آن بود ، مملكت تند بال بود و اصل همهء هندوستان قنوج است و ملك آن را « راجبال » گويند و